آیا منتظر واقعی امام زمان (ع) هستیم؟

؟؟؟منتظران واقعی؟؟؟

اگر روزی ساعتی یكی از اصحاب آقا امام زمان (عج) نزد شما بیاید و بگوید آقای عزیز! خانم بزرگوار! اگر برای سربازی امام زمانت آماده ای فوراً پاشو بریم، چه جوابی می دهی؟

ای شیعه مهدی! تو را به خاطر مهدی فاطمه هم شده قسم ات می دهم كه خوب فكر كنی؛ آیا می گویی آقاجان یك چند روز صبر كن وضعیت مغازه و اداره و كسب و كارم رو ردیف كنم و سر و سامانی بهش بدم؛ به خونه هم یه سری بزنم و وسیله هام رو جمع و جور كنم؛ تازه وصیت نامه هم باید بنویسم؛ با پدر و مادر و بچه هام و بستگان و بچه های محل و ...  هم خداحافظی كنم و چه و چه و چه .... يا نه.

عزیز همرزم! تو می دانی كه زمانی بنده می توانم به آقایم عرض كنم كه مولاجان مرا در جرگه سربازانت به حساب آور كه هر لحظه و هر آن آماده رفتن باشم؛ نمازهایم را اول وقت خوانده باشم كه اگر وسط شبی این واقعه مبارك رخ داد عرض نكنم من هنوز نماز مغربم را نخوانده ام؛ هرگز در هیچ زمانی از شب و روز و در هیچ وضعیتی به گناه آلوده نباشم؛ هیچگاه بی دلیل، بی غسل واجب به سر نبرده باشم؛ تن و دهانم بوی بد دخانیات و هر بوی بدي ندهد كه در وقت ملاقات با آقا نتوانم پیش آقا بروم و با ایشان صحبت كنم؛ ساك رزمم را بسته باشم؛ تمام كارهای تجاری ام از قبل شسته رفته باشد؛ وصیت نامه ام آماده باشد و الی آخر ... آن وقت است كه تازه می شود به امام زمان (عج) عرض كرد: مولاجان! من منتظر امر و فرمان شما هستم.

مهدی جان!

همه ما را در زمره منتظران حقیقی ات قرار بده

                                  و معرفت انتظار درست را به ما بیاموز .

                           اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم      

نوای انتظار

مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

 گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد

 گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد

  پیش تو ماه و باید رخ بر زمین بساید

 بی پرده گر بر آید شرم وحیا ندارد

  ای وصل تو شکیبم، ای چشم تو طبیبم

 باز آ که درد هجران بی تو دوا ندارد

  فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته

 از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد

  گفتم که در کنارت، جان را کنم نثارت

 تیغ از تو گردن از من، چون و چرا ندارد

  هرکس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد

 جز بی کسی چه دارد هرکس تو را ندارد

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

نیمه شعبان مبارک باد

 بازم رسید نیمه شعبان

  جانم فدای خال لبت نازنین نگار          ساقی ز زندگی به خدا سیر شد بیا

         سالار وقت آمدنت دیر شد، بیا                 این دل در انتظار فرج پیر شد بیا

            دیدم به خواب آمدی از جاده های دور        گفتا دلم که خواب تو تعبیر شد، بیا

              این جمعه هم گذشت ولیکن نیامدی          آیات غربتم همه تفسیر شد بیا

              افسرده ام بدون تو، باور نمی کنی؟        عشقم اسیر قسمت و تقدیر شد،بیا

          گفتی که پاک کن دلت از هرچه غیر ماست        قلبم به احترام تو تطهیر شد، بیا

    هر شب به یاد خال لبت گریه می کنم         عکست میان آیینه تصویر شد، بیا

در دفترم به یاد تو نرگس کشیده ام           نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بیا

     جانم فدای خال لبت نازنین نگار               ساقی ز زندگی به خدا سیر شد بیا

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

منتــــــــــظر...

 منتــــــــــظر...

 ای آشنا همیشه کنی عزم آمدن
رفتار ما دوباره نهان میکند تو را
پرونده های ما که به دست تو میرسد
گریان ز کار آدمیان میکند تورا
اوراق را صفحه به صفحه ورق مزن
اعمال هفته ام نگران میکند تو را
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج

فرارسيدن ايام فاطمه بر شيعيان و دوستاران حضرتش تسليت باد

آشیان سوخته

منکران قتل زهرا گوش گوش
حامیان قاتل زهرا خموش
قتل دخت مصطفی افسانه نیست
قصۀ شمع و گل و پروانه نیست
آتش افروزی به بیت بوتراب
پیش ما روشن تر است از آفتاب
دارم از اهل مخالف چهل سند
چهل سند جمله صحیح و مستند
که فلانی گفت با حبل المتین
نفس پیغمبر امیرالمؤمنین
کای علی بیرون بیا از خانه باز
بر خلیفه دست بیعت کن دراز
گر ز خانه پای نگذاری برون
ور نیایی جانب مسجد کنون
به خداوندی که جان داد و تنم
خانه را با اهلش آتش می زنم
پاسخش گفتا یکی در آن میان
با چه جرأت از تو سر زد این بیان
هیچ می دانی که در این انجمن
زینبش است و حسین است و حسن
گفت حتی با حسین و با حسن
بایدم این خانه را آتش زدن
او برون استاده مولا در درون
او قسم خورد و علی  نامد برون

چون علی بیرون نیامد لاجرم 
دود آتش رفت بالا زان حرم 
از هجوم دشمنان در باز شد 
حمله بر بیت الولا آغاز شد 
حال می پرسم که آیا فاطمه 
بی تفاوت بود در بین همه؟ 
نیست هرگز یک مسلمان باورش 
فاطمه غافل شود از شوهرش 
بین دشمن یار را تنها نهد 
بهر حفظ جان علی را وانهد 
او از اول پشت در استاده بود 
بر دفاع شیر حق آماده بود 
دید دشمن گشته زهرا سدّ راه 
تازیانه رفت بالا آه آه 
سدّ راه خویش را برداشتند 
پای در بیت خدا بگذاشتند 
داشت زهرا دامن حیدر به دست 
زان غلاف تیغ دستش را شکست 
میثم اینجا دیده را خونبار کن 
باز هم این بیت را تکرار کن 
قتل ناموس خدا افسانه نیست 
قصۀ شمع و گل و پروانه نیست

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار(میثم)

     اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

سال نو مبارك

بهار قلبهاي عاشق 

من شنیدم که شما فصل بهاری آقا
به دل خسته ی ما صبر و قراری آقا
عمر امسال گذشت و خبری از تو نشد
هوس آمدن این هفته نداری آقا؟
در هیاهوی شب عید،تو را گم کردیم
غافل از اینکه شما اصل بهاری آقا..
  

   اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

ديدار محبوب

 ديدار محبوب

   گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

  اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

گفتارهای مهدوی از آیت‌الله بهجت(رحمة الله علیه)

 در دفتر امام زمان جزو چه کسانی هستیم

*هرچند حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف از ما غایب و از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف در دفتر و راه و رسم آنحضرت را می‌دانیم؛ و این‌که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی
«هرچند ضعیف» خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می‌کنیم!
*علایمی حتمیّه و غیرحتمیّه برای ظهور آن‌حضرت ذکر کرده‌اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می‌کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمه این‌مطلب آن است که در بعضی علایم، بداء صورت می‌گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آنحضرت اتفاق می‌افتد.
* انتظار ظهور و فرج امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، با اذیّت دوستان آن‌حضرت، سازگار نیست!
*چه‌قدر حضرت [امام زمان علیه‌السلام] مهربان است به کسانی که اسمش را می‌برند و صدایش می‌زنند و از او استغاثه می‌کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان‌تر است.
* خداوند کام همه شیعیان را با فَرج حضرت غایب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف شیرین کند! شیرینی‌ها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.
*مهم‌تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، دعا برای بقای ایمان و ثبات‌ قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می‌باشد.
* افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند، و نمی‌دانند که خود آن‌حضرت چه التماس دعایی از آن‌ها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!
* امام عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در هر کجا باشد، آن‌جا خضراء است. قلب مؤمن جزیره خضراء است؛ هرجا باشد، حضرت در آن‌جا پا می‌گذارد.
*قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف آن‌جا هست.
*اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن‌حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن‌حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!
*به‌طور یقین، دعا در امر تعجیل فرج آن‌حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه!
*آری، تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی‌دهد، با آن‌که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می‌کند؟!
*ائمه علیهم‌السلام فرموده‌اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می‌آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!
* تا رابطه ما با ولی‌امر، امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطه ما با ولی‌امر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف هم در اصلاح نفس است.
*چه قدر بگوییم که حضرت صاحب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در دل هر شیعه‌ای یک مسجد دارد!
* هرکس که برای حاجتی به مکان مقدسی مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرجِ خود آن‌حضرت را از خدا بخواهد.
*خدا می‌داند در دفتر امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می‌شود. همین‌قدر می‌دانیم که آن‌طوری که باید باشیم، نیستیم!
*آیا می‌شود رئیس و مولای ما حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
*اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!
*با این‌که به ما نه وحی می‌شود نه الهام، به آن واسطه‌ای که به او وحی و الهام می‌شود توجه نمی‌کنیم؛ درحالی‌که در تمام گرفتاری‌ها– اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی– می‌توان به آن واسطه فیض؛ حضرت حجّت علیه‌السلام، رجوع کرد.

* حضرت غایب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش‌از همه، در نزد خود آن‌حضرت است. با این‌همه، به هرکس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!
*راه خلاص از گرفتاری‌ها، منحصر است به دعا‌کردن در خلوات برای فرج ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
*ما در دریای زندگی در معرض غرق‌شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
*دعای تعجیل فرج، دوای دردهای ما است.
* با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ‌الله‌الناظره است، آیا می‌توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!
منبع : هفته نامه افق حوزه

     اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

وظايف منتظران

 وظايف منتظران

مرحوم حاج ميرزا محمدتقي موسوي اصفهاني»، در كتاب شريف «مكيال المكارم» كه در آن براساس احاديث گوناگون وظايف منتظران را برشمرده است، موردي دارد كه واقعاً تكان دهنده است. ايشان مي نويسد ازجمله وظايف منتظران،
توبه واقعي و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است.
يعني حتي آن توبه اي كه بدون پس دادن حقوق ضايع شده مردم به آنها باشد، مورد پذيرش نيست
و نمي تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد.

درهاي رحمت الهي، هيچگاه به روي كساني كه از روي غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نيست.
كساني كه مي خواهند برگردند، مي توانند با اداكردن حقوق مردم و باتوبه واقعي، خود را در صف منتظران حقيقي آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهند.
من خود را مكلف مي دانم كه صداي حضرتش را به همگان برسانم كه اي مردم بياييد و در صف منتظران من قرار گيريد، بياييد و با احقاق حقوق ضايع شده ديگران،
با تأسي به پرهيزگاري و ورع،
با دوري از گناهان،
با صرف مال در راه هايي كه سود آن به مسلمانان برسد،
باكوشش در اداي حقوق برادران ديني،
با قرائت قرآن
و نماز،
با شاد كردن دل شيعيان،
با خدمت به مردم مرا ياري كنيد
تا من از شما راضي شوم.
خدا را گواه مي گيرم كه من راه هاي تقرب به آن حضرت را آشكارا بيان كردم و از هركس كه اين مطالب را بخواند، پيمان مي گيرم كه آن را به ديگران منتقل كند.»
وظايف منتظران حقيقي امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سنگين است و از عهده هر كسي ساخته نيست. به همين دليل است كه گفته شده عدد منتظران حقيقي حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجخ الشریف) از عدد آنان كه داعيه انتظار و ياوري حضرتش را دارند، بسيار كمتر است.

           اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

انتظار

انتـــظار 

انتظار شناسنامه شيعه است، هويت و اعتبار اوست. شيعه با انتظار زنده است و با انتظار معنا مي يابد. هر کس خود را شيعه مي داند بايد منتظر باشد. انتظار روايت عشقست. رمز پايداري و استقامت و حبل المتين همه آناني که مي خواهند با عشق زندگي کنند. پرشکوه ترين و سترگ ترين مفهوم بودن و رمز جاودانگي آناني که نمي خواهند جاهلانه بميرند. داستان انتظار داستان هستي است. سبزترين و با طراوت ترين فصل هستي، انتظار است.

           اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

معرفي كتاب سیر زمان تا صاحب الزمان

 سیر زمان تا صاحب الزمان (عج)

 بی شک همیشه میان حق و باطل، کشمکش و درگیری وجود خواهد داشت و اگر دو طرف به حال خود رها شوند و عوامل خارجی دخالت نکنند، باطل، طبق روال عادی و بر اساس علت و معلول می تواند بر حق چیره شود و آن را از میان ببرد؛ زیرا عموماً شمار اهل باطل، بسیار زیادتر است در حالی که پیروان حق معمولاً اندک اند و طبیعتاً اگر اکثریت از نظر تعداد و ادوات و امکانات و توانایی های دیگر، برتری داشته باشد، نتیجه ی درگیری در تمامی مراحل تاریخی، فروپاشی تدریجی حق و در پایان نابود شدن آن است.

امّا خداوند پاک و بلند مرتبه، عنصری دیگر را در معادلات درگیری ها گنجانده است و آن «رویارویی و درگیری مشغول کننده» میان خود اهل باطل و وجود تضاد در منافع و اهداف و املاک و ریاست و قدرت و ... میان آنهاست. این امر، اهل حق را یاری می دهد تا اندکی آرامش و راحتی داشته باشند و این گونه خود را برای رویارویی و جنگ با باطل آماده کنند. نه اینکه در طول تاریخ و بر اساس معادله ی تفاوت بسیار در امکانات حق و باطل، حق سرکوب شده و شکست بخورد.

بنابراین، این تناقض، عنصری برای یاوری و کمک در بقای حق و پایداری آن است.

«سیر زمان تا صاحب الزمان» کتابی است منطقی که با استفاده از استدلالهای عقلی، روال طبیعی جهان و سنتهای حاکم خداوند بر جریان هستی به یک نتیجه گیری مهم دست می یابد. محقق و نویسنده ی این کتاب، «بلال نعیم»، از آغاز زندگی آدمیان در زمین شروع به بررسی نحوه ی رفتار و عملکرد انسانها کرده است و نقطه ی آغاز شر را قتل هابیل به دست قابیل می داند. پس از آن، به بررسی منازعات واقع شده در جهان تا عصر حاضر می پردازد و در پایان این بخش، نتیجه ای را می گیرد که در ابتدای معرفی کتاب آوردیم.

در فصل بعدی، نویسنده به سنتهای خداوند درباره ی انسانها و اقوام می پردازد و در نهایت به این نتیجه می رسد که ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نه تنها یک نیاز بشری است بلکه وسیله ای برای اجرای سنتهای خداوند بر روی زمین است.

در بخش پایانی این کتاب، با برنامه های حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در دوران حکومت آشنا می شویم.

این کتاب که ترجمه ی کتاب «مسیرة الزمان الی صاحب الزمان (علیه السلام)» است، با بیانی ساده و همه فهم، به بیان لزوم و ضرورت ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می پردازد. این کتاب را به همه، علی الخصوص به جوانان که با بهره گیری از قدرت اندیشه ی خود، جویای حقیقت اند، پیشنهاد می کنیم.

نام کتاب: سیر زمان تا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه)
نویسنده: بلال نعیم
مترجم: شاهپور حسینی
نشر: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
قیمت: 1350 تومان

  اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

پیوند نور

  پیوند نور

روز وصـل فاطمـه با حیــدر است               آن که سـادات را به جنـت سرور است

    بیـت پـاک مصطفـی غرقاب نــور                خیـل مشتاقــان دین غـرق ســرور

     در فلـک کروبیـان مسرور و شــاد               خاکیــان انـدوه دل بردنــد ز یـــاد

     النکـاح سنتــی سامــان گرفــت              زین سبب  بنیاد عاشــق جـان گرفت

غنچـه ی عشـق خدایــی وا شـده               در زمیـن و آسمـان غـوغــا شــده

        دیـدگـان مـومنـان بینـا  ز آن                   نـور حـق کور کرده چشمـان بـــدان

    پـاره ی تـن از نبــی گردد جــدا                 همـدم و مونــس شـود بـا مرتضــی

اشک شــوق از نرگس طاهـا چکـد                 زیـن شعــف پیـراهــن غـم برکنـد

       تهنیــت گوینـد ملایک بر رســول              بهــر وصـل شـاه مـردان بـا بتــول

  رنگ گرفته یکــدلی از وصل شـان                با نصیــب هر بینـوا از فضــل شـان

  هم صـدا و هـم دل و  مشتــاق هم             یاور و همــدم به هر شـادی و غـــم

هر دو گل پرورده ی دامان دوســت            بوی عطـر هر گـل و بستـان ز اوسـت

ســاده امّا  بس بجـا و پـاک و  نـاب                 می رود زهــرا بـه بیــت بـوتــراب

ای اسـدچشمان خلقان بر دراست            روز وصـل فاطمـه باحیـدر اسـت          

اسداله تعالی رودی

      اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 

دمشق در آخرالـــزمان

 دمشق در آخرالزمان

             

دمشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیه دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دوره حاکمیت هزارساله غربيان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود.

درباره وجه تسمیه دمشق برخی گفته‌اند به اسم بانی آن نامیده شده است که «دماشق بن ارم بن سام بن نوح» می‌باشد و نیز گفته‌اند که آن را جیرون بن سعدبن عادبن ارم بن سام بن نوح بنا کرد و «ارم ذات العماد» نامید. و روایت کرده‌اند که دمشق محل خانه حضرت نوح بود و او چوب‌های کشتی خود را از کوه لبنان فراهم می‌آورد.

در مورد فتنه‌ها و علائم ظهور و آنچه در دمشق اتفاق می‌افتد، روایات بسیاری از شورش‌ها، جنگ‌ها و زلزله‌ها در شام و دمشق، خبر می‌دهد. امّا از آنجا که سفیانی از دمشق خروج می‌کند، نقش آنجا پررنگ‌تر می‌شود. در برخی از روایات سفیانی از «وادی یابس» (مرز بین سوریه و اردن) ظهور می‌کند و در برخی دیگر از دمشق می‌آید.

در «غیبت» نعمانی به نقل از امام باقر (ع) آمده است:

«منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهانی از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست».1 در مورد حوادث زمینه‌ساز خروج سفیانی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «هنگامی که کافری در شام به هلاکت رسد، اصهب کافر قیام می‌کند و تسخیر مرکز، بر او سخت می‌شود و طولی نمی‌کشد که او نیز کشته می‌شود ...»2 کامل سلیمان نویسنده کتاب «یوم الخلاص» می‌گوید، مراد از مرکز در این حدیث دمشق است که اصهب در آنجا توسط سفیانی به هلاکت می‌رسد. همچنین در حدیث دیگری آمده است: «هنگامی که آسیاب بنی‌عباس بچرخد و پرچمداران پرچم خود را بر زیتون‌های شام بیاویزند، خداوند اصهب را هلاک می‌کند و همه سپاهیانش را به دست آنها [سپاه سفیانی] نابود می‌سازد و آنگاه پسر هند جگر خواره بر فراز منبر دمشق می‌نشیند».3

منظور از پسر هند جگر خواره، سفیانی است که از نسل ابوسفیان است.

در مورد اولین سرزمینی که سفیانی اشغال می‌کند، در روایات به نقل از امیرمؤمنان، علی(ع) چنین آمده است: «[سفیانی] روز جمعه خروج می‌کند و بر فراز منبر دمشق، قرار می‌گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می‌کند، خطبه می‌خواند، و مردم را به جهاد فرمان می‌دهد، و از آنها بیعت می‌گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه مطابق میلشان باشد چه نباشد».4

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می‌گذارد، و قبایل عرب بر گرد او می‌آیند؛ ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می‌شورند ولی سفیانی بر آنها غلبه می‌کند، و بر شام سیطره می‌یابد».5

رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه (کُوَر خمس): دمشق، حَمْص، حلب، اردن، قنّسرین تسلط بیابد، نه ماه برای او بشمارید».6

در احادیث آمده است که سپاه سفیانی، پس از ظهور امام زمان(ع)، به فرمان خداوند در بیابانی به نام بیداء فرو می‌روند و تنها دو نفر از آنها باقی می‌ماند که فرشته‌ای به آنها سیلی می زند و چهره هر دو به پشت برمی‌گردد، یکی را نزد دشمنان حضرت مهدی(ع) می‌فرستد که به آنها انذار بدهد، و دیگری با نام «بشیر» نزد سپاه امام می‌رود و نابودی سپاه سفیانی را به امام بشارت می‌دهد. امام علی(ع) درباره پایان کار سفیانی این‌گونه می‌فرمایند: «... ساعتی نمی‌گذرد که تمام سپاهیانش (سفیانی) نابود می‌شود، پس مهدی(ع) او (سفیانی) را گرفته و در زیر درخت پرباری که شاخه هایش به دریاچه طبریه متمایل شده سر می‌برد و شهر دمشق را به تصرف خویش در می‌آورد».7

همچنین امام علی(ع) می‌فرمایند: «برای مصر منبری می‌سازم، دمشق را سنگ به سنگ ویران می‌کنم. یهود را از همه سرزمین‌های عربی بیرون می‌نمایم، و جامعه عرب را با این عصایم می‌رانم، همه اینها را مردی از تبار من انجام می‌دهد».8

همچنین در حدیثی آمده است که حضرت عیسی(ع) از شرق دمشق از آسمان فرود می‌آید.9

بنابراین همان گونه که مشاهده شد، دمشق یکی از کُوَر خمس است که سفیانی آن را تصرف می‌کند و همچنین در وقایع آخرالزّمان نقش به سزایی دارد.

 پی‌نوشت‌ها:

ماهنامه موعود شماره 99

 1. غیبت نعمانی، ص 149 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1106.

2. روزگار رهایی، ج2، ص 992.

3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص 141به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 995.

4. الزام الناصب، ص 198 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1088.

5. روزگار رهایی، ج2، ص 1116.

6. غیبت نعمانی، ص 163به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1129.

7. الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 471.

8. بحارالانوار، ج53، ص60به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 472.

9. روزگار رهایی، ج1، ص552.

           اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

بیا مهدی شب هجران سحر کن

یاصــــاحـب الـــــزمان (عج)

گلی گم کرده ام می جویم او را

به هر گل می رسم می بویم اورا

گل من نی بود این و نه آن است

گل من مهدی صاحب زمان است

دلم اندر هوایش می زند پر

شرر افکنده بر جانم چو آذر

خوش آن روزی که باشم یاور او

بمانند گدایان در بر او

خوش آن روزی که من پروانه باشم

فدای آن گل یکدانه باشم

خوش آن روزی که من بر عهد دیرین

نثار او کنم این جان شیرین

                  اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

ولادت حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت گرامی باد

ولادت حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت بر محبین مبارک باد

                           ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه

وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه

تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی

ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه

قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد

غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه

تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی

محبوب دل طاها یا حضرت معصومه

از فیض تو ای بانو قم گشته بسی نیکو

روی تو بهشت ما یا حضرت معصومه

راضی به قضا گشتی دلخون چو رضا گشتی

خون شد دلت از اعدا یا حضرت معصومه

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی

هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو

قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

ای دخت ولی ا... وی اخت ولی ا...

ای عمّ بنی الزهرا یا حضرت معصومه

از داغ پدر گریان وز هجر رضا نالان

بودی تو در این دنیا یا حضرت معصومه

مهدی ز غمت نالد شیعه به تو می بالد

ای شافعه ی فردا یا حضرت معصومه

ای حامی محرومان بر «جعفری» از احسان

لطف و کرمی بنما یا حضرت معصومه

                                                   رضا جعفری                    

             اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

نوای انتظار

 مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

                           گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد

 گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد

  پیش تو ماه و باید رخ بر زمین بساید

 بی پرده گر بر آید شرم وحیا ندارد

  ای وصل تو شکیبم، ای چشم تو طبیبم

 باز آ که درد هجران بی تو دوا ندارد

  فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته

 از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد

  گفتم که در کنارت، جان را کنم نثارت

 تیغ از تو گردن از من، چون و چرا ندارد

  هرکس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد

 جز بی کسی چه دارد هرکس تو را ندارد

               اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

شهادت امیر المومنین علیه السلام را تسلیت عرض می گویم

 السلام عليك يا امير المومنين...

 دست حق حيدر كرار علي      شير حق حجت دادار علي

     مخزن و معدن اسرار علي       سيد و سرور و سالار علي

           جان به قربان جمالت مولا        كي رسم من به وصالت مولا

          چه بگويم كه جه ها كرد عدو         آتش كينه به پا كرد عدو

      اي خدا شيعه دلش محزون است          از غم عشق علي مجنون است

         اين همان ماتم عظمي باشد           سحر آخر مولا باشد

           ميزبان زينب كبري باشد           او نوازش گر بابا باشد

       زير لب زمزمه دارد زينب           كه دگر آخر كار است امشب

تاعلي گشت برون از خانه           عالمي شد ز غمش غمخانه

شد علي شمع و همه پروانه           خيل مرغان ز پي اش مستانه

       مي سرودند به صد آه و نوا            مرو امشب تو مسجد مولا

          مسجد كوفه پر از غوغا شد              گوئيا روز جزا بر پا شد

                 سند قتل علي امضاء شد              پر ز اندوه دل زهرا شد

           تا كه آمد ز شهادت خبرش               بست تكبير نماز سحرش

        حيدر از تيغ جفا شد بيتاب              رفت از هوش ميان محراب

رنگ خورشيد علي شد مهتاب           چهره اش در يم خون گشت خضاب

          ضربه تيغ اگر كاري بود             ذكر مولا به لبش جاري بود

  اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

یا صاحب الزمان(عج)

 یا صاحب الزمان(عج)

       ای صاحب عصر!

                غم در درون جان،

                           اشک در دیدگان،

                                     عقده در سینه ها،

                                                استخوان در گلو،

                                                             خار در چشم،

             ایمان در دل،

                      اتش بر کف،

                            تیغ در دست،

                                      استوار وپایدار،

                                               دیده به راه ظهور تو دوخته ایم !

اللهم عجل لولیک الفرج   

منبع: کتاب پاداش انتظار   

       اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم             

نیمه شعبان،ولادت حضرت قائم (عج) بر همه شیعیان مبارک

 دلـواپــــــسی

 

     دل آشوب دارم....

      دلواپسم انگار این روزها...

                            دلواپی آمدنش...

                        که جانم فدای قدومش باد...

           دلواپس او که آوای نامش ضربان قلبم را تند می کند....

       دلواپس او که خواهد امد...

هر چند خسی چون من نباشد و خاک راهش شده است....

   دلواپس اویم....

        این روزها روزهای عجیبیست.......

                چند روزیست صدای پای ظهور را می شود شنید...

       و عطر وگرمایش را از پس پرده می توان احساس کرد.....

اما......

   اما هر چه به خود می نگرم....

 نه بالی برای پرواز می بینم و نه جانی برای قربانی..

      چند روزیست فهمیدم به جُوی نمی ارزم برای آقا....

       چند روزیست دل آشوب و انگار آسمان دلم ابریست...

خدایا......

    چه کنم از بیچارگی و تنگدستی.....

         و چه کنم از ناچیزی و حقارتم....

خدایا....

اگر بیاید چه کنم که نه یارای دیدنش را دارم ونه دل شیدا شده ام در سینه می ماند...

    محبوب می آید و دستانم خالیست....

 خدایا....

    یک عمر دلواپسی آمدنش بودم و حالا...؟..

   چند روزیست زمزمه ی لبهایم....

و اهنگ اشک هایم این است:

چه خوش است حال مرغی،که قفس ندیده باشد

چه نکوترآن که مرغی،زقفس پریده باشد

پرو بال ما شکستند ودر قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی،که پرش  شکسته باشد

اللهم عجل لولیک الفرج

منبع:کتاب نامه های بی امضا

                    اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اعیاد شعبانیه برهمه شیعیان مبارک باد

 اعیاد شعبانیه مبارک

سه گل روییده اندر باغ احساس

گل سوسن گل لاله گل یاس

 گل اول که ماه عالمین است

عزیز فاطمه نامش حسین است

گل دوم نگرغرق است در فضل

امید مرتضی نامش اباالفضل

گل سوم گل میعاد باشد

امام چهارمین سجاد باشد

            اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

وجوب انتــــــظار موعود

 وجــوب انتــــــظار موعـود

در انديشه‌ي شيعه، انتظار موعود به عنوان يک اصل مسلم اعتقادي مطرح بوده و در بسياري از رو ايات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد‌(عليهم السلام) تصريح شده‌است. براي تأييد اين سخن مي‌توان به روايات زير اشاره نمود:

 1- روزي امام صادق (عليه السلام) خطاب به اصحاب خود فرمودند:

«ألا أخبرکم بما لا يقبَلُ الله عزَّ و جلّ، مِن العباد عَمَلاً إلّا به؟ فقُلتُ: بَلي، فقال: شهادةُ أن لاإله‌ألاالله و أنّ محمّداً عَبده و رسولُه، والإقرار بما أمر الله و الولاية لَنا، والبرائة مِن أعدائنا – يعني الأئمّة خاصّة – و التَّسليم لهم، والوَرَع، والإجتهاد، والطّمأنينةُ، والإنتظار للقائم (عليه السلام) » «آيا شما را خبر دهم به آن‌چه خداي صاحب عزت و جلال, هيچ عملي را جز به آن از بندگان نمي‌‌پذيرد؟ يکي از ايشان در پاسخ گفت: بله، ايشان فرمودند: گواهي دادن به اين‌که هيچ کس جز خداوند شايسته‌ي پرستش نيست و اين‌که محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) بنده و فرستاده‌ي اوست, و اقرار کردن به آن‌چه خداوند به آن امر فرموده, و ولايت ما, و بيزاري از دشمنانمان ـ يعني خصوص امامان ـ و تسليم شدن به آنان, و پرهيزگاري و تلاش و مجاهدت و اطمينان و انتظار قائم (عليه السلام).»

2- از حضرت جوادالائمه (عليه السلام) نقل شده‌است که فرمودند:

«إنّ القائم منّا هو المهدي الذي يجب أن يُنتَظَرَ في غيبته. «همانا قيام کننده‌ي از ما اهل‌بيت‌(عليهم السلام) همان مهدي (عليه السلام) است که انتظار او در (زمان) غيبتش واجب است».

تعبير وجوب در فرمايش امام جواد (عليه السلام) نشان‌دهنده‌ي ضرورت حال انتظار در زمان غيبت امام (عليه السلام) است؛ در ضمن بايد توجه داشت که انتظار همانند افعالي چون خوردن و آشاميدن, براي انسان اختياري نيست و اگر کسي طالب ايجاد اين حالت است, بايد مقدمات آن را در خودش فراهم کند و در صورت تحقق آن مقدمات, انتظار حاصل مي‌شود، پس امر به «انتظار» و وجوب آن, در حقيقت به ايجاد مقدمات آن برمي‌گردد. در مورد انتظار امام عصر (عليه السلام) نيز مقدماتي است که حال انتظار را در فرد به درجه‌ي قابل توجه و مؤثري مي‌رساند, مهم‌ترين اين مقدمات را در چهار عامل زير خلاصه مي‌کنيم:

اول: يقين به ظهور حضرت: هر قدر علم و يقين شخص به ظهور امام عصر (عليه السلام) بيشتر و عميق‌تر باشد, انتظارش نسبت به ايشان بيشتر است.

دوم: نزديک دانستن امر ظهور: ممکن است کسي به اصل ظهور حضرت يقين داشته باشد ولي وقوع آن را در آينده‌اي دور ببيند, در اين صورت انتظارش نسبت به آن سست و ضعيف مي‌شود. همان‌گونه که در دعاي عهد آمده است: «إنّهم يَرَونَهُ بعيداً و نراهُ قريباً»؛ «آن‌ها (کافران و ناباوران) ظهور امام عصر (عليه السلام) را دور مي‌بينند, ولي ما آن را نزديک مي‌بينيم.»

چنين اعتقادي خود به خود درجه‌ي انتظار را در انسان بالاتر مي‌برد, البته لازمه‌ي نزديک دانستن ظهور پيش‌بيني در مورد ظهور نيست و با «استعجال» نيز که در روايات مذمّت شده کاملاً متفاوت است.

سوم: دوست داشتن ظهور امام (عليه السلام): کسي که به ظهور امام زمان (عليه السلام) صددرصد معتقد است و وقوع آن را هم نزديک مي‌بيند, هر قدر آن وضعيت موعود را بيشتر دوست بدارد, انتظارش براي تحقق آن بيشتر خواهد بود. البته اين دوست داشتن تنها زماني به وجود مي‌آيد که مؤمنان تصوير روشني از زمان ظهور حضرت داشته باشند تا نه تنها از آن نترسند, بلکه براي وقوعش لحظه‌شماري کنند.

چهارم: دوست داشتن خود امام عصر (عليه السلام): هر کس محبت و علاقه‌اش به امام زمان (عليه السلام) بيشتر باشد, ظهور ايشان را بيشتر دوست مي‌دارد و قهراً انتظارش نسبت به ظهور ايشان بيشتر و قوي‌تر خواهد بود.

 --------------------------------------------------------------------------------------------

[1] . نعمانی، غيبت، ص 200 .

[2] . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 377 .

[3] . سيد محمد بنی هاشمی، سلوک منتظران، ص 27 .

[4] . برای توضيح بيشتر ر.ک سيد محمّد بنی هاشمی، معرفت امام عصر (عليه السلام)، ص350 .

                                   اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

زنان نمونه یاوران امام زمان (عج)

 زنان عصـــر ظهـــــــــور

زناني هستند که در ايام ظهور حضرت زندگي مي کنند که از جمله آنها همان 50 زني است که در روايت به آنها اشاره شده و جزء افراد اصلي سپاه حضرت هستند. آنها به هنگام ظهور در حرم امن الهي به خدمت امام مي رسند:
ام سلمه ضمن حديثي درباره علائم ظهور از پيامبر صل الله عليه و آله  روايت کرده است که فرمودند:
« در آن هنگام پناهنده اي به حرم امن الهي پناه مي آورد و مردم همانند کبوتراني که از چهار سمت به يک سو هجوم مي برند به سوي او جمع مي شوند در ميان آنان ، برخي زن مي باشند که بر هر جبار و جبارزاده اي پيروز مي­شودند...» 
رجعت کنندگان:مسأله رجعت از مباحث مهم اعتقادي شيعه است که با فرهنگ مهدويت نيز ارتباط تنگاتنگ دارد. رجعت از نظر لغوي به معني بازگشت است. يعني برگشتن به جايي که پيش تر در آنجا بوده است.
و از نظر اصطلاحي به معناي بازگشت دو گروه مؤمنان محض و کافران محض به همان صورتي که در گذشته بودند به دنيا مي باشند. اولياء الهي و صالحان با ديدن حاکميت دين و عدل در گستره گيتي شادمان شوند و ثمرات ايمان و اعمال صالح خود را مي­ببينند و به ثواب ياري امام نائل مي­شوند. معاندان  و دشمنان اهل بيت عليهم السلام  نيز بخشي از جزاي اعمال ناشايست خود را در اين دنيا مشاهده کرده و کيفر مي­شوند و از ذلت و حقارت، ستمگران متألم مي­گردند.
زنان رجعت کننده را مي توان به دوگروه تقسيم کرد:
گروه اول: زنان مؤمنه­اي که در زمان قبل از ولادت حضرت عجل الله تعالي فرجه الشريف زندگي مي کرده­اند:
در روايتي از امام صادق عليه السلام  آمده است:
«همراه مهدي عليه السلام سيزده زن هستند؛ آنان مجروحان را مداوا مي کنند و از بيماران جنگي پرستاري مي­نمايند، چنان چه زنان در زمان پيامبر اسلام همراه او بودند»
بعد حضرت نام نه نفر از آنها را ذکر مي­کنند:
قنواء دختر رشيد.
ام ايمن.
حبابه والبيه كه در زمان امام علي عليه السلام مي زيسته است.
سميه(مادر عمار ياسر) که در ابتداي بعثت رسول اكرم  صل الله عليه و آله  به شهادت رسيد.
زبيده.
ام خالد احمسيه.
ام سعيد حنفيه.
صيانه ماشطه در زمان حضرت موسي بوده است
ام خالد جهنيه.
ما در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم :......

           اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

ادامه نوشته

درد دل

یا صاحب الزمان(عج) 

امام عصرگلويم فشرده از درد است
هنوزحال و هواي قبيله ام سرد است
قسم به چهره نورانيت كه پنهان است
قسم به دست دعايت كه رحمت ازآن است

قسم به ناله جانسوز روز عاشورا
قسم به نور هدايت امام عاشورا
قسم به روح شهيدي كه غرق لبخنداست
قسم به جسم شهيدي كه پشت اروند است
بسيجيان تو اينك غريب دوران اند
اگر تو نيزنيايذي غريب مي مانند
وبا اميد تو روزگار مي گذرد
به قدرت يد امن يجيب مي نگرد
شب بسيجي تو باحسين مي گذرد
و با صحيفه پير خمين مي گذرد
ميان شب چه دلنواز دعا مي خواند
دلش هنوز شلمچه نماز مي خواند
تجارتي كه او با ميان شب دارد
از اين معامله تنها تو را طلب دارد
بسيجيان تو با اين شراب ها مستند
وگرنه دل به كدامين اميد مي بستند
ولي نهايت رويايشان ظهور توست
و اوج كعبه آمالشان حضور توست
« بياكه مهدي موعود خويش مي جويم »

شاعر: محسن جلالی

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

انتظار فرج یعنی انتظار جهاد در رکاب امام

 افضل الاعمال انتــــظار الفـــــرج

انتظار ظهور یعنی چه؟ «افضل الاعمال انتظار الفرج» یعنی چه؟

بعضی خیال می کنند اینکه افضل اعمال انتظار فرج است، به این معناست که انتظار داشته باشیم امام مهدی علیه السلام (عج) با عده ای که خواص اصحابشان هستند یعنی سیصد و سیزده نفر و عده ای غیرخواص ظهور کنند، بعد دشمنان اسلام را از روی زمین بردارند، امنیت و رفاه و آزادی کامل را برقرار کنند، آن وقت به ما بگویند بفرمایید! ما انتظار چنین فرجی را داریم و می گوییم افضل اعمال هم انتظار فرج است! (یعنی بگیر و ببند، بده به دست من پهلوان!) نه، انتظار فرج داشتن یعنی انتظار در رکاب امام بودن و جنگیدن و احیانا شهید شدن، یعنی آرزوی واقعی و حقیقی مجاهد بودن در راه حق، نه آرزوی اینکه تو برو کارها را انجام بده، بعد که همه کارها انجام شد و نوبت استفاده و بهره گیری شد آن وقت من می آیم! 

مانند قوم موسی علیه السلام که اصحاب پیامبر اکرم گفتند: یا رسول الله! ما مانند قوم موسی نیستیم. وقتی به نزدیک فلسطین که عمالقه در آنجا بودند رسیدند و دیدند یک عده مردان جنگی در آنجا هستند. گفتند: موسی! «فاذهب انت و ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون» (مائده/24) ما اینجا نشسته ایم تو و خدا بروید بجنگید آنجا را تصفیه و از دشمن خالی کنید، خانه را آب و جارو بزنید، وقتی برای ما خبر آوردید که هیچ خطری نیست، فقط باید برویم راحت بنشینیم و از نعمتها استفاده کنیم، ما به آنجا می آئیم! موسی گفت: پس شما چی؟ شما هم وظیفه دارید که دشمن را که خانه شما را اشغال کرده است از خانه تان بیرون کنید. 
اصحاب پیغمبر مانند مقداد گفتند: یا رسول الله! ما آن حرف را نمی زنیم که بنی اسرائیل گفتند. ما می گوئیم: یا رسول الله شما اگر فرمان بدهید که خودتان را بدریا بریزید، بدریا می ریزیم، به آتش بزنید، به آتش می زنیم. 

انتظار فرج داشتن یعنی واقعا در نیت ما این باشد که در رکاب امام زمان و در خدمت ایشان دنیا را اصلاح کنیم. در زیارت امام حسین علیه السلام می گوئیم: «یا لیتنا کنا معک فنفوز فوزا عظیما» (که یک ورد شده برای ما و به معنای آن هم توجه نمی کنیم) یا ابا عبدالله! ای کاش ما با تو بودیم و رستگاری عظیم پیدا می کردیم. 

معنایش این است که ای کاش ما در خدمت تو بودیم و شهید می شدیم و از راه شهادت رستگاری عظیم پیدا می کردیم. آیا این ادعای ما از روی حقیقت است؟ افرادی هستند که از روی حقیقت ادعا می کنند ولی اکثر ما که در زیارتنامه ها می خوانیم، لقلقه زبان است

منبع : آزادی معنوی / ص 176 .177

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد

 شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) رابه تمامی شیعیان تسلیت عرض می گویم

اللّهُمَ صَلِّ علی فاطمةَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بهِ علمُک..

بانوی نور!شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما "بی حسین" شدن تو بود و شرمنده تر آن که تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم...

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

مهدویت در قرآن

 مهدویت در قرآن

آیه اول:((الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ))؛ همان كساني كه چون در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز برپا مي‌دارند و زكات مي‌دهند و به كارهاي پسنديده وا مي‌دارند، و از كارهاي ناپسند باز مي‌دارند، و فرجام همة كارها از آن خداست.

 بنابر وعدة خداوند در پايان آية لله عاقبة الامور انسان هايي كه در بالا توصيف شدند، در زمين حاكم مي‌گردند. به طور قطع مؤمنان خاصي مورد نظر نيستند، بلكه به قول علامه طباطبايي; توصيف نوع مؤمنان به شمار مي‌آيد و مراد از تمكين آنان در زمين، آن است كه ايشان را نيرومند كند؛ به طوري كه هر كاري را كه بخواهند، بتوانند انجام دهند و هيچ مانع يا مزاحمي نتواند سد راه آنان شوند.[1]

ـ آيه دوم

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً[2]؛ خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده‌اند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين (خود) قرار دهد، همان گونه كه كساني را كه پيش از آن نبودند، جانشين خود قرار داد و آن ديني را كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند.

بنابر وعدة صريح الهي ـ كه فراوان بر آن تاكيده شده ـ انسان‌هاي مؤمن بر روي زمين حاكم مي‌شوند (اين بحث به طور مشروح در مبناي چهار، از بخش چهارم خواهد آمد) و حكومت جهاني حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از مصاديق بارز تحقق اين آيه و مصداق كامل آن محسوب مي‌شود؛ ذيل آيه رواياتي در اين زمينه وارد شده است؛ براي مثال، امام سجاد(عليه السلام) مي‌فرمايند:

«هم والله شيعتنا اهل البيت يفعل الله ذلك بهم علي يدي رجل منّا و هو مهدي هذه الامّة...»[3]: به خدا سوگند آنها شيعيان ما هستند. ‌خداوند اين كار را براي آنها به دست مردي از ما انجام مي‌دهد كه مهدي اين امت است.

مرحوم علامه طباطبايي در ذيل اين آيه مطالب جالبي دارند كه خلاصه‌اش‌ چنين است: «منظور از خلافت، ارث دادن زمين به ايشان و مسلط كردن آنان بر زمين است: مراد از خلفاي قبل از ايشان، مؤمنان امت‌هاي گذشته است كه خدا، كافران و منافقان آنها را هلاك كرد و مؤمنان خالص ايشان را نجات داد؛ مانند: قوم نوح، هود و صالح؛ مراد از تمكين دين، به منصة ظهور رساندن دين در جامعه است؛ چنان‌كه هيچ كافري جلوگيرش نشود و امرش را سبك نشمارد و اصول معارفش مورد اعتقاد همه باشد؛ مراد از ديني كه بر ايشان پسنديده، اسلام است و خلاصه، معنا اين مي‌شود كه خدا جامعه آنان را ايمن مي‌سازد تا در آن جز خدا، هيچ چيز ديگري پرستش نشود؛ جامعه‌اي به تمام معنا صالح كه ترس از دشمن داخلي و خارجي در آن وجود ندارد. اين جامعه طيب و طاهر با صفاتي كه از فضيلت و قداست دارد، تا كنون در دنيا ايجاد نشده و اگر مصداقي پيدا كند، در روزگار مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خواهد بود.»[4]

ـ آيه سوم:

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[5]؛ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

در اين آيه نکات زير قابل توجه است:

الف) صحبت از زمين است، نه منطقه‌اي خاص يا قوم و نژادي خاص؛

ب) اميدواري به آينده، بر خلاف آن‌چه در غرب به آن رسيده‌اند كه بيشتر بر مبناي تكنولوژي ـ برآمده از تفكر تجربه‌گرايي ـ است.

مرحوم علامه طباطبايي ذيل آية مذكور مي‌فرمايند:

خلاصه مفاد آيه اين مي‌شود كه به زودي زمين از لوث شرك و گناه پاك گشته، جامعه بشري صالح كه خداي را بندگي كنند و به وي شرك نورزند، در آن زندگي كنند.[6]

اين وعده الهي به طور قطع واقع خواهد شد. چون واژه «كتب» در لغت يعني: «تقرير ماينوي و تثبيته في الخارج باسباب يناسبه و من ذلك الحكم والقضاء و التقدير و الغير ضرو الايجاب فان في كل منها تقريرا و تثبيتاً لماينوي و يقصد فكل منها اذا اريد به التثبيت و يلاحظ بهذه الجهة فهو كتابه»[7]؛ تثبيت و تحقق آن چه نيت شده است در خارج با اسباب خاص خود؛ لذا به حكم و قضا و تقدير و وجوب و ايجاب، كتب گويند چون در هر يك از آنها تثبيت آن چيزي است كه در نيت بوده. بنابراين خداوند چيزي را كه قطعا بخواهد در خارج تحقق بدهد با واژه كتب بيان مي‌كند و به قرينة والعاقبة للمتقين كه در ذيل آية آمده فهميده مي‌شود من يشاء من عباده همان متقين هستند كه زمين را به ارث مي‌برند.

علامه طباطبايي در مورد اين آية شريفه مي‌فرمايند:

حاصل اين قليل اين است كه اگر من (موسي) اين نويد را مي‌دهم، براي اين است كه فرعون مالك زمين نيست تا آن را به هر كس بخواهد بدهد و از هر كس بخواهد بگيرد، بلكه زمين ملك خداي سبحان است. اوست كه به هر كس بخواهد ملك و سلطنت در زمين را مي‌دهد و سنت او هم بر اين جريان دارد كه حسن عاقبت را به كساني از بندگان خود اختصاص دهد كه از او بترسند و از او حساب ببرند.[8]

همچنين در مورد اين‌كه والعاقبة للمتقين را مطلق آورده، مي‌فرمايند:

براي اين بود كه سنت الهي بر اين جريان دارد. آري، خداي تعالي نظام عالم را طوري قرار داده كه هر نوعي از انواع موجودات به منتهاي سيري كه خداوند برايش معلوم كرده، برسد و به سعادت مقدر خود نائل گردد.[9]

ـ آية چهارم و پنجم: پيروزي نهايي حزب الله:

وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ[10]؛ و هر كس خدا و پيامبر او و كساني را كه ايمان آورده اند، ولي خود بداند (پيروز است، چرا كه) حزب خدا همان پيروزمندانند.

أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[11]؛ آري حزب خداست كه رستگارانند.

اين دو آيه، فلاح و غلبه را از آن حزب خدا مي‌دانند و اين را از سنت‌هاي الهي به حساب مي‌آورند. اين رستگاري علاوه بر آخرت، دنيوي هم هست؛ لذا آينده‌اي توام با اميد را به بشر وعده مي‌دهد.

مولف الميزان در اين باره مي‌نويسد:

فلاح به معناي پيروزي و رسيدن به مقصد و استيلاي برخواسته خويش و معلوم است كه فلاح مطلق هم رسيدن به سعادت را و هم رستگاري و نيل به حقيقت را و هم غلبه بر شقاوت و باطل و رفع آن را ـ هم در دنيا و هم در آخرت ـ شامل مي‌شود. اما در دنيا براي اين‌كه مردم رستگارند كه مجتمعشان صالح و افراد آن مجتمع همه اولياي خدا و صالح باشند و معلوم است كه در چنين مجتمع كه پايه‌اش بر تقوا و ورع است و شيطان در آن راه ندارد، مي‌توان مزه زندگي واقعي را چشيد و به عالي ترين درجه لذت و برخورداري از حيات نازل شد.[12]

ـ آية ششم: خواري و نابودي طرفداران باطل:

وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[13]؛ خدا مي‌خواست حق (اسلام) را با كلمات خود ثابت و كافران را ريشه كن كند.

قطع دابر، كنايه از نابود كردن و منقرض ساختن چيزي است؛ به طوري كه بعد از آن اثري كه متفرع بر آن باشد، باقي نماند.

 منابع:[1]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 14، ص‌547. /[2]. نور/ 55.

[3]. مكارم شيرازي، ناصر، نمونه، ج14، ص‌532. /[4]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 15، ص‌215.

[5]. انبياء/ 109./ [6]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 14، ص‌465.

[7].مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن، ج 10، ص‌21.

[8]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 8، ص‌287. /[9]. همان. / [10]. مائده/ 56.

[11]. مجادله/ 22. / [12]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج6، ص20. / [13]. انفال/ 7.

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

حضرت زهرا (س) و حضرت مهدي(عج)

 ارتباط وتشابهات حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت مهدي(عج)

 

حضرت مهدي(عج) ادامه حضرت زهرا(س) و آيينه تمام نماي او است. اهداف حضرت مهدي(عج) اهداف حضرت فاطمه(س) و راه او، راه آن حضرت است. حضرت مهدي(عج) از فرزندان فاطمه(س)به شمار مي رود. در روايت[1]، فاطمه(س) رحمت جهانيان خوانده شده است.

فاطمه(س) با نام مهدي(عج) شاد مي­شد و با ياد او خود را تسلّي مي­داد. بدون مهدي(عج) تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين بود.

فاطمه(س) به چنين فرزندي مي بالد و مهدي(عج) برچنين مادري فخر مي فروشد.

بين اين دو بزرگوار ارتباطي ويژه و مشابهت هايي وجود دارد كه ابتدا به برخي از ارتباط­ها سپس به برخي ازتشابه­ها اشاره مي كنيم:

1. حضرت مهدي(عج) فرزند حضرت فاطمه(س)

از مواردي كه اماميه و غير اماميه قبول دارند، اين است كه حضرت مهدي(عج) از فرزندان حضرت زهرا(س) است . در اين زمينه، روايات فراواني داريم كه به يك نمونه اشاره مي كنيم. پيامبر اعظم(ص) در روايت زيبايي ، دخت گرامي خود را به مهدي (عج) بشارت مي دهد و مي­فرمايد: بشارت بر تو كه مهدي از نسل تو است[2].

2. ياد مهدي(عج) تسلي دهنده خاطر حضرت زهرا(س)

هنگامي كه پيامبر(ص) در بستر مرگ بود و حضرت زهرا(س) حال پدر را مشاهده كرد، گريست و كم كم صدايش بلند شد. پيامبر(ص) سربلند كرد و علت را جويا شد. حضرت زهرا(س) عرض كرد: بعد از شما از تباهي وضايع شدن دين و عترت مي ترسم.

اين جا بود كه او را دلداري و تسلاي خاطر داد به اين كه مهدي امت از نسل تو ظهور مي كند و ريشه گمراهي را مي­كَنَد[3].

3. فاطمه(س) الگوي مهدي(ع)

الگوسازي و شناساندن الگوي مناسب ازجمله روش­هاي اسلام براي ارائه برنامه زندگي و ارشاد به كمالات و مقام­هاي معنوي است.

خداوند متعالي، پيامبر(ص) وحضرت ابراهيم(ع) و پيروان واقعي او را الگو معرفي مي كند[4].

درحديث زيبايي، امام زمان4 مادر خود را الگوي نيكو معرفي مي كند:

َ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِي أُسْوَةٌ حَسَنَة[5]

برخي از تشابه­هاي اين دو بزرگوار

1. حضرت زهرا(س) سرور زنان دو عالم و حضرت مهدي4 سرور خلق دو عالم است.

پيامبر(ص) فرمود: دخترم فاطمه (س) سرور زنان عالم از اولين و آخرين است[6] و امام رضا(ع) لقب سيد خلق را به فرزند گرامي­اش حضرت مهدي(ع) داد.[7]

2- حضرت زهرا(س) طاهره و پاك و حضرت مهدي(عج) طاهر است

طاهره و طاهر لقبي است كه پيامبر اعظم(ص) به دخترش فاطمه(س) و به فرزندش حضرت مهدي(عج) داد. پيامبر فرمود: آيا نمي داني كه دخترم پاك و پاكيزه است[8]، و فرمود: خداوند در صلب امام عسكري(ع) نطفه اي مبارك، پاك و پاكيزه تعبيه كرد[9].

3- هر دو وجود مبارك هستند

از القابي كه حضرت زهرادارد مباركه و از القاب حضرت مهدي (عج) مبارك است و هر دو وجود باعث خير و بركت هستند.

مرحوم ميرجهاني مي گفت: در عالم رؤيا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صديقه(س) را ديدم و ايشان سه بيت شعر فارسي خواند. وقتي بيدار شدم فقط يك بيت را به ياد داشتم و آن بيت اين گونه است

«دلي شكسته تر از من در آن زمانه نبود

در اين زمان دل فرزند من شكسته تر است»[10]

بياييد با هم ، با شناخت آن­ها و عمل به وظيفه­ها­يمان در زمان غيبت ، اين دو مظلوم را از مظلوميت برهانيم.

-------------------------------------------------------------------------------------------

منابع:

[1] . حديث لوح ، كافي، ج1، ص 527

[2] . من هو المهدي(عج) ص90 به نقل از ده منبع عامه

[3] . كشف الغمة ج3 ص 267

[4] . سوره احزاب، آيه 21 و سوره ممتحنه آيه 4 تا 6

[5] . بحارالانوار 53 178 باب 31

[6] . فاطمه من المهد الي اللحد،ص 166).

[7] . مرآة العقول ج26 ص 217).

[8] . فاطمه من المهد الي اللحد ،ص 121

[9] . روزگار رهايي ، ج 1 ،ص71

[10] . عنايات حضرت مهدي4 به علما و طلاب ص 176

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دلدادگان آقا...

 خدا نگهدارت....

براي منتظراني كه رفتند ونگار نيامد...

براي منتظراني كه سال ها پيش در انتظار دلدار غريب اشك ريختند وما پرچم را گرفتيم....

شايد پرچمشان را به دلدار داديم و...

شايد هم روزي كسي پرچم ما را برداشت....

ز سوز دل چه گويم...نواي من مرده....

كلامم بي رمق است و...صداي من مرده...

كسي كه شور نگاهش دلم هوايي كرد...

ز ديده رفته خدايا...

قرار من برده...

همو كه خال لبش قبله گاه حاجات است...

همو كه عرش وسماوات از رخش مات است...

همو كه زخم دلم را دواي جز او نيست...

زديده رفته خدايا،نواي من مرده....

زه عشق روي تو گفتن....

زه تو سرودن ها...

غلام كوي تو بودم ....

به زير پايت خاك....

سياه روي تو بودم...

چه باكم از افلاك....

اسير موي تو بودم...

ز عطر وبويت مست...

چه عطرها كه سرودم ...

*** مرا كه يـــــادت هست***

اللهم عجل لوليك الفرج

-----------------------------------------------------------------------------

منبع: كتاب نامه هاي بي امضا

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

نقش انقلاب اسلامي در تسريع ظهور امام مهدي (عج)

 نقش انقلاب اسلامي در تسريع ظهور امام مهدي (عج)

بیانات مقام معظم رهبری :
انقلاب ايران، امتداد حركت انبياء و مقدمه‏ ى ظهور امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
انقلاب ما در راه آن هدفى كه امام زمان براى تأمين آن هدف مبعوث مى‏شود و ظاهر مى‏ شود يك مقدمه‏ ى لازم و يك گام بزرگ بوده .ما اگر اين گام بزرگ را برنمى ‏داشتيم، يقينا ظهور ولى ‏عصر ( صلوات الله عليه و عجل الله تعالى فرجه الشريف ) به عقب مى‏افتاد. شما مردم ايران و شما مادران شهيد داده و پدران داغدار و افرادى كه در طول اين مبارزه زحمت كشيديد بدانيد؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانيد (كه بهتر از همه‏ ى ما مى‏دانيد) شما موجب پيشرفت حركت انسانيت به سوى سرمنزل تاريخ و موجب تسريع در ظهور ولى‏ عصر ( صلوات الله عليه ) شديد. شما يك قدم اين بار را به منزل نزديك تر كرديد. با اين انقلاب كه مانع را كه همان دستگاه و نظام پليد ظلم در اين گوشه‏ ى دنيا بود و سرطان بسيار خطرناك و موذى و آزاردهنده ‏اى بود اين را كنديد و قلع و قمع كرديد. (1)
جمهورى اسلامى ، نمونه ‏ى كوچك از حكومت جهانى مهدوى:
جمهورى اسلامى نتيجه‏ ى برداشت صحيح از اعتقاد به امام زمان و الگوى كوچكى براى آن حكومت عظيم جهانى است. (2)
انقلاب اسلامى، از بين برنده ‏ى مفهوم انتظار مخرب:
كسانى كه مغرض و يا نادان بودند، اين طور به مردم ياد داده بودند كه انتظار، يعنى اين كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بكشيد و منتظر بمانيد تا صاحب عصر و زمان خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد! انقلاب، اين منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. (3)
انقلاب اسلامى ، نمونه ‏ى كوچكى از انقلاب مهدوى:
همه‏ ى خصوصياتى كه در ظهور مهدى (عليه‏السلام) هست در يك مقياس كوچك در انقلاب اسلامى ملت ايران هم هست. در آن جا هم مخاطب حضرت بقيت الله
همه‏ ى مردم عالمند؛ يعنى در آن لحظه ‏اى كه به خانه‏ ى كعبه پشت مى‏دهد و تكيه مى‏كند و دعوت خود را با صداى بلند فرياد مى‏كند، صدا مى‏زند «يا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام كرد كه مخصوص يك ملت و يك قوم و يك كشور نيست، همچنانى كه آن بزرگوار با همه‏ ى قدرت‏ هاى بزرگ جهان ستيزه مى‏كند و در مى ‏افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تكيه به نيروى ايمان با همه‏ ى قدرت ‏هاى عظيم جهانى مقابل شد. همان طورى كه ظهور حضرت مهدى هم حساب‏ هاى مادى و معمولى را به هم مى‏ ريزد، انقلاب ما هم همه‏ ى حساب ‏ها را به هم ريخت. (4)
هم‏نوايى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج):
شعارهايى كه امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى يك كشور و يك دولت است. اين خودش يك گام بسيار بلندى به سوى اهداف امام زمان است.(5)

---------------------------------------------------------------------------

پي نوشت ها :
1- در مكتب جمعه ، ص 202 و 201، 59/4/6
2- خطبه‏ هاى نماز جمعه، رسالت 67/1/12
3- سخنرانى در ديدار با اقشار مختلف مردم و ميهمانان داخلى و خارجى شركت كننده در سمينار » تبيين حكم تاريخى حضرت امام خمينى (ره) « ، در سالروز ميلاد امام عصر (عج) ، 69/12/11
4- در مكتب جمعه، ص 250، 60/3/29
5- در سالروز ميلاد خجسته امام زمان (عج)، 79/8/22

  اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

نقش انتظار فرج در زندگى ما

 نقش انتظار فرج در زندگى ما

امام علي عليه السلام فرمودند:
«اَلْمُنْتَظِرُ لاَِمْرِنا کَالْمُتَشَحِطِّ بِدَمِه فى سَبیلِ اللهِ»
«کسى که در انتظار ظهور ما باشد مانند کسى است که در میدان جهاد به خون آغشته است»(1).
دو تفسیر براى این روایت مى توان ذکر کرد; که منافاتى با یکدیگر ندارد.
1ـ منتظران ظهور اعمالى انجام مى دهند که نتیجه اش با نتیجه جهاد در راه خداوند یکى است; همان گونه که حضرت على (علیه السلام)مى فرماید: «جهاد باعث عظمت و علوّ و سربلندى دین و نصرت حق و عدالت مى شود»(2). نتیجه انتظار منتظران واقعى نیز همین امور است، انتظارى که در پرتو آن خودسازى و اجراى احکام اسلام و رسانیدن نداى دین با استفاده از قلم و بیان و تمام وسایل روز به اقصى نقاط عالم تحقّق یابد.
سؤال: ما چگونه منتظرانى هستیم؟
پاسخ: برخى از منتظران فقط با تکرار این جمله «آقا! در ظهورت شتاب کن»، خود را منتظر مى دانند!
برخى دیگر، انتظار را فقط در خواندن دعاى «ندبه» و زیارت «آل یاسین» و مانند آن خلاصه کرده اند.
برخى علاوه بر این، به مسجد مقدّس جمکران نیز مشرّف مى شوند، و همین را کافى مى دانند!
این گونه تفسیرها از انتظار سبب مى شود که وقتى چنین روایات پرمعنایى را مى بینیم تعجّب مى کنیم و از خود مى پرسیم: «که چطور ثواب یک دعا، با تلاش مجاهدى که در خون خود غلطیده برابر است؟!». امّا اگر انتظار را به آماده سازى مردم سراسر جهان براى ظهور آن حضرت تفسیر کنیم، انتظار معادل جهاد بلکه گاهى ابعاد گسترده تر دارد!
2ـ بُعد بیرونى انتظار همان تفسیر اوّل بود; امّا بُعد درونى انتظار جهاد با نفس است، ما باید خود را بسازیم و آماده کنیم. چون او مجرى عدالت است، من اگر ظالم باشم چگونه مى توانم منتظر ظهور او باشم. او طیّب و طاهر است، من اگر آلوده باشم چگونه مدعى انتظار اویم و ... . بنابراین انتظار واقعى در صورتى تحقّق مى یابد که جهاد با نفس را انجام دهیم و چنان ساخته شویم که لایق سربازى آن حضرت گردیم. روشن است که جهاد با نفس به مراتب سخت تر از جهاد با دشمن است، به همین جهت حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) در آن حدیث مشهور خطاب به مسلمانانى که از جنگى سخت برگشته بودند فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْم قَضَوْا اَلْجِهادَ الاَْصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الاَْکْبَرَ، قالُوا: وَ مَا الْجِهادُ الاَْکْبَرُ؟ قالَ: اَلْجِهادُ مَعَ النَّفْسِ»(3).
نتیجه این که انتظار باید در بعد درونى و بیرونى آن براى مردم تفسیر شود تا به صورت بى محتوى در نیاید و در محدوده دعا خلاصه نشود. اگر ما در انتظار مهمان محترمى باشیم، چه مى کنیم؟ هم خود را تمیز مى کنیم و هم خانه تکانى مى نماییم. آیا منتظران امام زمان ـ عجل الله فرجه ـ نباید خانه تکانى کنند؟!

---------------------------------------------------------------------------------
منبع:110 سرمشق از سخنان علی (ع)، آیت الله مکارم شيرازي
بحار الانوار، جلد 10، صفحه 104.
2. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 252.
3. میزان الحکمة، باب 586، حدیث 2741، (جلد 2، صفحه 140).

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم